GOT7 FanFiction
اولین وبسایت داستان های گات سون در ایران
                                                        
درباره وبلاگ

سلام دوستان به اولین وبلاگ داستان گات سون خوش اومدین
امیدواریم ما رو با نظرات خوبتون ساپورت کنید
با تبادل لینک هم موافقیم
برای نویسنده شده در پست ثابت بهمون اطلاع بدین
مدیر وبلاگ : BaHar
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه 12 خرداد 1395 :: نویسنده : sama
بچه هااااااااا این قسمت اول و شما
خیلی کمه ببخشید اگه نظرا زیاد باشه فردا یا شب قسمت دوم رو میزارم و ممکنه اولاش یکم بد باشه که بعدا فوق العاده عالی میشه
نمیتونین اخرای این فیک رو حدس بزنید
و آیا همتون اعضای بی تی اس رو میشناسین؟

 ملیسا:
زنگ اخر بود زنگ خالی من که دست خالی نشسته بودم داشتم فکر میکردم یهو به فکر  ویدیویی که دختر خالم برام فرستاده بود افتادم اون ویدیو که چندتا پسر بودن میرقصیدن و میخوندن خیلی خوشم اومده بوداون پسرا کره ای بودن   یه هم کلاسی داستم که توی مدرسه همه میدونستن که اون کره ای بلده اسمش سما رفتم پیشش
گفتم :سما تو اون گروه رو میشناسی چندتا پسرن دارن میرقصن
سما:کدوم گروه اسمشون چیه

ملیسا :نمیدونم ولی خیلی خوب میرقصن .یهودیدم سما غش کرده

سما :اخه هزار تا گروه پسر هست من از کجا بدونم کدومو میگی ههههه
ملیسا :من با گفتن سما غش کردم
فردایه اون روز که اومدیم مدرسه

سما :ملیسا میگم میخوای شمارمو بدم تا برام بفرستی ببینم کدوم گروهو میگی

ملیسا :خب

سما:اگه بخوای با اون یکی گروه ها هم اشنات کنم تا بشناسی
منم که از خدام بود بشناسم گفتم خب اشنا کن
زنگ اخر رسید رفتم خونه ویدیو رو باسه سما فرستادم
 
ملیسا:سما این ویدیو رو میگفتم به نظرت این گروه خوبه باسه طرفتاری

سما:إ خوبه ولی من طرفتار این گروه نیستم من دوتا گروه میشناسم که عالین میخوای تو هم طرفتاراشون باشی

ملیسا:چرا نه تو طرفتار کدوم گروهی منم طرفتارشم

سما:خب نمیشه که باید اول بشناسی تا طرفتار باشی

ملیسا :آ اره راست میگی

سما :الان عکساشونو میفرستم اشنا میشی اسماشونم میگم

ملیسا:مرسییییییی

سما :راستی ملیسا اگه میخوای زبونشونو هم بدونی یه دفتر دارم که همه چی توش هست میخوای بیارم مدرسه ببری خونه بخونی یا بنویسی توی یه دفترتمرین کنی ★

من که خیلی علاقه داشتم زبونایه خارجی بلد باشم با هیجان گفتم
ملیسا:اره اره سما مرسی خیلی مرسی

سما:خواهش میکنم بابا

سما:ملیسا اینه هاش ببین این شوگاست شوگا اسم اصلیش یونگی هست  همیشه خوابش میاد چون شبا اهنگایه رپ مینویسه  کم میخوابه و رپر گروهمون هست

ملیسا:وای چه بامزس موهاشو سبزه خب افرین شبا اهنگ مینویسه
 
سما:اره  اینم جیمین اسم اصلی جیمین جین پارک جیمین  اخلاقش عالیه خیلی مهربون وخنده رو هستش

ملیسا:هههه خیلی معلومه خیلی خنده رو هست

سما:اینم جونگ کوک  پسره خوبیه با ادبه هههه از دخترا میترسه گفته اصلا ازدواج نمیکنه وکال گروه هست

ملیسا: به به وکال ولی اخه مگه میشه ازدواج نکنه

سما :خب اره ولی چه بدونم گفته دیگه هههه به گفتنش نیس که اول اخرش میکنه

ملیسا :هههه اره

سما:این رپ مانستر اسم اصلیش نامجون که ایشون لیدر گروه هستن

ملیسا:ببخشید ها اینو میگم ولی یکم بد قیافست

سما:هههههه اتفاقا طرفتارای رپ مانستر بیشتر از اون یکیاست

ملیسا:واقعا

سما:اره

سما:اینم جین  جین خیلی شخصیت ساکتی داره خیلی هم مثبته وبزرگه گروه هس 

سما:اینم جی هوپ به نظر من جی هوپ خیلی بامزس جی هوپ هم رپر گروهه

سما:اینم وی اسم اصلیش یا تهیونگه یا تهیون شک دارم وی ....از جی هوپ هم بامزه تره خیلی دوسش دارم اپایه منه

ملیسا:چیه تو هس ؟؟

سما:هههه داداش منه

ملیسا:اهان فکر کردم چی میگی

سما:هههههه نه به نظر تو کدوم خوشگلتره

ملیسا:همشون خوشگلن همشونو عینه تواپا دوس دارم  ولی......... جی هوپ بامزه تره


بعد از کلی اشنایی با گروه بی تی اس  منم شدم ارمی


 سما:
امروز بهترین دوستم رو پیدا کرده بودم خیلی خوشحال بودم که با اون دوستم اسم دوستم ملیساس... ینی تا حدی میتونم بگم که مثه خواهریم و عاشق هم.
ملیسا هم مثل من عاشق بی تی اس هست و بایسشم جی هوپه ینی دوس داره باهاش ازدواج کنه منم بایسم شوگاس آرزوی ازدواج کردن باهاش رو ندارم اما دوسش دارم...
روز رسید که منو ملیسا تصمیم گرفتیم به اودیشن آنلاین بیگ هیت ثبت نام کنیم... جواب ها بعد از دو هفته میومدن... دوتا مونم استرس گرفته بودیم و میترسیدم که قبول نشیم تا اینکه از بیگ هیت زنگ زدن
به کره ای گفتم. -یوبوسه یو (الو )
-الو سلام خانم سما
-بله خودمم
ببخشید به مسابقه شرکت کرده
حرفشو تموم نکرده بود که حرفشو قطع کردم
-برنده شدم؟
-بله همگروهیتون نیز برنده شده لطفا تا آخر این هفته سعی کنید بیایید... خداحافظ
ازش خداحافظی کردم و گوشیمو قطع کردم و بلافاصله به ملیسا زنگ زدم
-الو ملیساااا
-چرا اینقدر خوشحالی؟ نکنه شوگا اومده؟
-نه ولی ما میریم پیش شوگا
-ها؟ خواب دیدی؟ چی دیدی؟
-اعصابمو خورد نکن نمیگما
-باشه باشه چی شده؟
-از بیگ هیت زنگ زدن و گفتن...
-واقعا؟
-آره
بعد از حرف زدن باهاش به بابام گفتم و اونم ویزاها و اقامت هامونو گرفت و قرار شد فردا بریم کره
بالاخره دوتامونم به ارزوهامون رسیده بودیم..


پایان
نظر یادتون نره




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شنبه 31 تیر 1396 01:32 ق.ظ
خوبه ولی کتابی که من نوشتم بهتره من طرفدار گات سون هستم عشق من هستند اسم کتابم ماجراهای من و گات سون هستش صد صفحه ایه مال شما کم بود به هر حال بدک نبود
راستی دروغی بود رفتی کره
منم کره ای بلدم فقط حروف الفبا شون رو بلد
دوشنبه 26 مهر 1395 07:24 ب.ظ
حالا واقعا رفتین؟
پنجشنبه 11 شهریور 1395 10:22 ب.ظ
جون من نه
جون خودت رو املات كار كن
شنبه 9 مرداد 1395 05:17 ب.ظ
قشنگه
یکشنبه 16 خرداد 1395 09:40 ب.ظ
مرسی خیلی خوی بود
اره همه اعضا رو میشناسم
sama خواهش میکنمممممم


 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic