تبلیغات
GOT7 FanFiction - قسمت هفتم عملیات عاشقانه
 
GOT7 FanFiction
اولین وبسایت داستان های گات سون در ایران
                                                        
درباره وبلاگ

سلام دوستان به اولین وبلاگ داستان گات سون خوش اومدین
امیدواریم ما رو با نظرات خوبتون ساپورت کنید
با تبادل لینک هم موافقیم
برای نویسنده شده در پست ثابت بهمون اطلاع بدین
مدیر وبلاگ : BaHar
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سه شنبه 15 دی 1394 :: نویسنده : Afsoon

نه من میمیرم که
جکسوم :نترس مبخوابی یادت میره 

مرسی از راحه حلت ،،به کل مشکلم یادم رفت الان مثلا. استاد ه
رفت  روی یه تیکه چوب که برآمده بود نشست
من :خب من کجا بشینم 
جکی ؛بیا اینجا بشین دیگه تو جای دیگه ای میبینی ؟
رفتم کنارش 
تا نشستم انگار خوتب افتاد تو جونم ،،،،اخجون الان میخوابم 10 ساعت دیگه پا میشم ،،،
چشام داشت بسته میشد که هر دفعه سرم سر میخورد ،،،،جند دقیقه بعذ یهو سرم یجا گیر کرد و دیگه سر نخورد ،،،،بعدم تخت خوابیدم
*****************
احساس کردم صدای لرزش اومد،،،، اومدم چشامو باز کنم که یه صدایی شنیدم 
وانگ :الو جانم
بعدم صدای یه دختری پشت تلفن پیچید 
دختره :سلام عوضی نمیگی یه زنگ بزنی یوقت من نگرانت نشم
وانگ :ببخشید عزیزم دل منم واست تنگ شده
دختر:خب دله منم واست تنگ شده دیگه ولی کاره بدی کردی دیگه قبول کن
این کیه که انقدر قربون صدقش میره؟؟ 
وانگ :عزیزم مواظب خودت باش، دوست دارم خدافظ
دختره :حرف نزده قطع میکنه، خدافظ
تصمیم گرفتم چشامو باز کنم،،،،، صبر کن ببینم چرا من به شونه ی این تکیه دادم؟ 
سریع عبن جت بلند شدم
من :ساعت چنده
وانگ :چته چرا یهو جنی میشی
من :مهم نیست ساعتو بگو
وانگ :حدودا سه ساعت مونده تا برسیم توهم که ماشاءالله ۷ ساعت خوابیدی، همیشه انقدر خوشخوابی؟ 
من ؛من بخوام میتونم کل روزو بخوام
وانگ :خبر داری خرس های قطبی انقدر میخوابن؟ نکنه باهاشون نسبت داری؟ 
من :توهم فکر کنم از نوادگان هرکول یخی باشی،،، فقط خیکل گنده کردی، اخلاق زیر ۰
وانگ :برو یکم دیگه بخواب کم حرف بزن
اصن دوس دارم. حرف بزنم به تو چه ولی فقط یه چشم غره رفنمو کنارش نشستم
فوضولی داشت منو میکشت یعنی اون دختره کیه؟ 
من :ببینم تو زن داری؟ 
وانگ ؛نه
من :نامزد؟ 
-نه
-دوست دختر
-فوضولی؟ 
-اهه الکی مثلا باهات همکارم نباید ازت چیزی بدونم؟ 
-مگه من از تو چیزی میثونم؟ 
-خب چی میخوای بدونی بگو بهت بگم
-اینکه تو واقعا با قورباغه یا خرس قطبی نسبتی نداری؟ 
-دو دقیقه هم نمیتونی مثه آدم حرف بزنی 
-خب باشه از الان به بعد هرکی مثه آدم حرف نزد... 
-باید واسم بستنی بخری 
-توهم باید... باید زبونتو کوتاه کنی
-مگه دسته منه
-خب اگه بخوای میتونی
-اههههههه، باشه
یهو اون مردک اومد تو و گفت :بیاین بیرون زودتر رسیدیم
من :قول دادیا
جکسون ؛قوله من قوله بچه 
بازم گفت بچه،،،بابا بچه عمته،،، اوففف
رفتیم بیرون 
واییییی اینجا چقدر خوشگلهههه مامان
واییی یاد مامانم افتادم چقدر بهم گفت نرو،،، یادم باشه در زمانه مناسب بهش بزنگم
جکسون :الی جان عشقم بیا دیگههه 
واا منو میگفت؟ الییی؟ آره دیگه الان به جای ویو الی هستم،،، حالا من بهش چی بگم؟ آری جون؟ ضایع میشه که 
رفتم سمتش 
من ؛دارم میام عزیزم 
دستشو گرفت سمتم،،،، دستمو گذاشتم تو دستشش،،،،این یه بازیه،،، چه بازیه سختی.... 
ماشین اومده بود دنبالمون،،،،  سوار شدیم و راه افتاد دیگه اون غوله باهامون نیومد.... 
تو راه هیچی نشد و.وقتی رسیدیم دهنم چسبید کف زمین....... 
وایییی ابنجا. چه نازههه 
از درش که میرفتی نو ویلا وسط بود، دونا آبشار دوطرفش داشت و زمینش چمن ریز بود.... 
جلوی در یه مرد به ظاهر جذاب اومد جلو
مرد ؛به به مهمون های عزیزمون هم اومدن،،، شما آرسن و شما هم باید الیزابت باشید
جکسون :بله، خوشبختم، اقای دان
دان؛از این طرف بیاید داخل،،، ماریا راهنماییتون میکنه اتاقتون.،،،، تا 6 استراحت کنبد تا بعد میخواهیم بریم اصطبل،،،، میآید دیگه؟ 
آرسن ؛البته باعث افتخاره،،، پس فعلا با اجازه 
قرار بود بیشتر جکسون حرف بزنه تا یوقت من سوتی ندم
رفتیم سمت اتاقامون،،، و وقتی درو بستیم باهم زل زدیم به تخت و باهم. اروم گفتیم ؛ما چجوری باید روی این تخت دونفره باهم بخوابیم؟؟
جکسون ؛خب معلومخ دیگه تو روی زمین میخوابی 
من :یه کاسه بگیر آش به همین خیال باش،،، 
مرتیکه ی پفیوز میگه خودش تخت بخوابه رو تخت بعد من روی زمین سخت بخوابم. تره آره حتما هرچی تو بگی قبول میکنم اونم من 
من ؛به موقعش میبینیم کی میخوابه
وانگ ؛میبینیم
بعدم اون رفت حموم و منم فرصت گیر آوردم تا لباسمو عوض کنم،،، خسته نبودم فقط بدنم یکم بخاطر جای بده اون کشتیه،،،، یکم بعد اومد بیرون،،، سفید تر شده بود خخخخ..
بعدم آماده شدیم کم کم بریم اصطبل،،، سوارکاریو دوس داشتم ولی وقت زیادی واسش نذاشته بودم اما بازم یه چیزایی بلد بودم،،، 
تا اونجا هیچ چیزی خاصی نشد جز اینکخ دان یکم در مورد کاره جکسون ازش سوال پرسید،، 
اونجا یه اسب مشکیه مشکی بهم دادن،،، خودم اسمشو طلوع گذاشتم،، اصلانم بهش نمیاد ولی دوس داشتم،،،، 
دان :الیزابت جان بلدی دیگه؟ 
من ؛البته من عاشق سوارکاریم
دان :خوبه
بیرون از اصطبل که رفتیم دان کم کم با اسبش از ما جدا شد،،،، بازم موندیم منو این تحفه،، ایششش
جکسون :جدی بلدی یا باز قُپّی اومدی
من :ببین یجوری میزنمت صدای غاز بدیاااا، من الکی حرفی رو نمیزنم
جکسون :پس حرکب زودتر یه دور زد و برگشت دوباره اینجا شب میتونه روی تخت بخوابه،،، 
من :نامرده هرکی بزنه زیره شرط
جکسون :خدا از زمین و زمان برشداره 
سواره اسبا شدیم،، تصمیم گرفتم اسمه اسبه جکسون و هم غضنفر بذارم،،، اینم دوس داشتم بذارممممم،،، اسمه اسبش به صاحبش بیشتر میاد تا خودش



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




دوشنبه 9 مهر 1397 08:11 ب.ظ

Good forum posts. Cheers!
cialis lowest price cialis kaufen bankberweisung low dose cialis blood pressure cialis vs viagra cialis e hiv generic cialis review uk cialis cipla best buy click now cialis from canada can i take cialis and ecstasy india cialis 100mg cost
دوشنبه 12 شهریور 1397 04:45 ب.ظ

Great write ups. Kudos!
cialis per paypa we like it cialis price opinioni cialis generico non 5 mg cialis generici deutschland cialis online we choice cialis pfizer india cialis 20 mg effectiveness acheter cialis meilleur pri buy cialis online nz prezzo cialis a buon mercato
یکشنبه 11 شهریور 1397 11:03 ب.ظ

Cheers, I enjoy it.
cialis tadalafil online where cheapest cialis cialis tadalafil online cialis 5 mg cialis 30 day trial coupon click here to buy cialis buy generic cialis prix de cialis estudios de cialis genricos cialis vs viagra
سه شنبه 23 مرداد 1397 10:20 ق.ظ

Thanks a lot. Quite a lot of posts.

buy viagra thailand best site to buy viagra sildenafil viagra buy levitra viagra buy viagra viagra to buy online how do you buy viagra cheapest place to buy viagra how to buy cheap viagra purchase viagra
سه شنبه 23 مرداد 1397 01:47 ق.ظ

You said it perfectly.!
cialis side effects dangers brand cialis nl generic cialis tadalafil no prescription cialis cheap non 5 mg cialis generici safe dosage for cialis discount cialis cialis authentique suisse cialis kaufen bankberweisung cialis daily
دوشنبه 7 خرداد 1397 05:32 ب.ظ

Fantastic posts. Thanks!
tadalafil 5mg buy cialis uk no prescription we like it cialis soft gel chinese cialis 50 mg price cialis best cialis kaufen wo tadalafil discount cialis 40 mg cialis what if i take brand cialis generic
سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 05:29 ب.ظ

Very good write ups, Regards!
buying online viagra sildenafil prices uk buy prescription viagra buy brand viagra blue pill buy viagra online usa buy viagra canadian pharmacy viagra super active buy tadalafil online viagra usa pharmacy
شنبه 18 فروردین 1397 08:11 ق.ظ

Superb stuff, With thanks!
costo in farmacia cialis buying cialis in colombia does cialis cause gout cialis daily new zealand cialis 05 callus estudios de cialis genricos cialis daily dose generic cialis sans ordonnance discount cialis
دوشنبه 28 اسفند 1396 01:16 ب.ظ

Thanks a lot! A good amount of tips.

price cialis wal mart pharmacy venta cialis en espaa cialis authentique suisse cialis kaufen wo 5 mg cialis pharmacie en ligne cialis 05 generic cialis pro cialis preise schweiz cialis dose 30mg cialis prices in england
یکشنبه 26 شهریور 1396 05:05 ب.ظ
I absolutely love your blog.. Great colors & theme.
Did you build this site yourself? Please reply back as
I'm wanting to create my own personal site and want to
find out where you got this from or what the theme is named.
Many thanks!
چهارشنبه 16 دی 1394 01:23 ب.ظ
منم رمانهایی رو غزل نوشته خوندم شبیهشونه مخصوصا قسمت اول داسیت که فک کنم ایدشو از داستان توسکا گرفتی
Afsoon اورهههه دیگهه
سه شنبه 15 دی 1394 11:59 ب.ظ
عالی بود.
Afsoon مرسیییی
سه شنبه 15 دی 1394 09:18 ب.ظ
مطمئنن رمان گناهكار
رمان قرار نبود
رمان توسكا
رمان روزای بارونی و خوندی
البته همیشه كلمه ' مطمئنم ' كه می گم بر عكس میشه
خواهشاً ضد حال نباش
Afsoon گناهکار و توسکا رو خوندم
سه شنبه 15 دی 1394 09:06 ب.ظ
وایییییی ببخشید دیر خوندم
این قدر امسال اجتماعی مون سخته كه موردم تا
خوندم
عالییییی بود
دوس داشتم
مطمئا دارم
زود زود بزار منتظرم
Afsoon سال چندمی مگه؟
میسیییی
باشه حتما
سه شنبه 15 دی 1394 08:31 ب.ظ
عزیزم همه ی قسمتای داستانتو امروز خوندم!
قلمت قلم جدیدو متفاوتیه.قلمتو دوس دارم
Afsoon میسیییی
سه شنبه 15 دی 1394 07:16 ب.ظ
این قسمت خیلی بامزه بود
وای چقدرخندیدم باش

مرسی افسون جون
Afsoon واقعااااا
خواهش عزیزمممم
سه شنبه 15 دی 1394 07:06 ب.ظ
مرسیییی عالیییییی
Afsoon خواهش ❤
مرسیییییی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر