تبلیغات
GOT7 FanFiction - جزر و مد
 
GOT7 FanFiction
اولین وبسایت داستان های گات سون در ایران
                                                        
درباره وبلاگ

سلام دوستان به اولین وبلاگ داستان گات سون خوش اومدین
امیدواریم ما رو با نظرات خوبتون ساپورت کنید
با تبادل لینک هم موافقیم
برای نویسنده شده در پست ثابت بهمون اطلاع بدین
مدیر وبلاگ : BaHar
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سه شنبه 10 آذر 1394 :: نویسنده : sama
قسمت دوم (پارت1)

یونگجه:

گف سما دوست پسر داره؟این ینی...

مارک-هییییی یونگجه با تو ام

-ها؟

-به چی فک میکنی دو ساعته دارم صدات میکنی

-مارک

-ها؟

-واقعا سما دوست پسر داره؟

-هااا اون فضیه اره بابا به این زودی هم ازدواج میکنن

-چی؟ازدواج؟

-اره...ببینم اصلا به تو چه؟

-هیچی...سما خیلی جوونه اخه

-عزیزم عشق ینی این

به راهمون ادامه دادم بعد از چند دقیقه به خونه رسیدیم

-من میرم بخوابم

-کجااااااا مگه نمیریم مهمونی؟

-ماارک برو بابا من کجا

به لباسام اشاره کردم

-با این لباسا؟

-فهمیدم

-چیو؟

-تو برو حموم منم الان میام

-کجاااا؟؟؟

به حرفش گوش ندادم و دویدم ماشینو از پارکینگ در اوردم و به سمت فروشگاه رفتم خریدمو کردمم و بعد از چند دقیقه اومدم خونه بلافاصله به اتاق یونگجه رفتم

-یونگجه

-ها

-از حموم در اومدی

-اره اومدم

وسایلارو گرفتم سمتش

-بگیر

-اینا چیه؟

-لباسات واسه امشب

-گفتم که نمیااااااام

-باید بیای

-اههههههه برو دیگه

-بیا بگییییییر

-نمیام

-باشه نیا اما تو تنت ببینم

لباسارو از حرص از دستش گرفتم و پوشیدم

-بگیر خوب شدم؟

-واو عالی

-هاااااا برو بابا

همون لحظه بابام اومد

-واو خوشتیپ شدی یونگجه

-چیزه من

زود پریدم وسط حرفش

-بابایی یونگی هم میاد

-اههههه چه خوب مارک تو هم برو لباساتو بپوش بریم

-باشه..خوشتیپ میبینمت

-بروووووووو

اماده شدیمو به مجلس رفتیم

سما اومد روی استیج

-ببین سما رو

-هه میبینم

-خیلی خوشگله

یه نفس عمیق کشدم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شنبه 1 مهر 1396 12:54 ب.ظ
This site certainly has all of the information and
facts I wanted about this subject and didn't know
who to ask.
سه شنبه 28 شهریور 1396 09:10 ق.ظ
I am genuinely grateful to the holder of this site who has shared this impressive paragraph at at this time.
دوشنبه 16 مرداد 1396 11:13 ب.ظ
What's up Dear, are you in fact visiting this website regularly, if so then you will absolutely get nice experience.
یکشنبه 15 مرداد 1396 04:03 ب.ظ
Spot on with this write-up, I seriously feel this amazing site needs a lot more attention. I'll probably
be returning to see more, thanks for the advice!
سه شنبه 3 مرداد 1396 08:08 ب.ظ
Hi it's me, I am also visiting this website on a regular basis, this website is actually
pleasant and the visitors are in fact sharing pleasant thoughts.
جمعه 25 فروردین 1396 06:05 ق.ظ
I'm gone to say to my little brother, that he should also visit this weblog on regular basis to obtain updated from most up-to-date information.
یکشنبه 20 فروردین 1396 07:53 ق.ظ
Wonderful web site. Lots of helpful information here.
I am sending it to a few friends ans also sharing in delicious.
And certainly, thanks on your effort!
شنبه 12 فروردین 1396 04:23 ق.ظ
Thank you for the auspicious writeup. It in fact was
a amusement account it. Look advanced to more added agreeable from you!

By the way, how could we communicate?
چهارشنبه 18 آذر 1394 09:59 ب.ظ
تنکس
sama یور ولکام
چهارشنبه 11 آذر 1394 10:48 ق.ظ
wooooooo عالی بود
sama جووووووون...ممنونم
چهارشنبه 11 آذر 1394 10:23 ق.ظ
وااای سمایی تو همیشه خوشگلی . داستانتم مثل همیشه قشنگ بود ♥♥♥
sama مرسی عشقم...ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر