تبلیغات
GOT7 FanFiction - قسمت ششم(پارت2) I & GOT7
 
GOT7 FanFiction
اولین وبسایت داستان های گات سون در ایران
                                                        
درباره وبلاگ

سلام دوستان به اولین وبلاگ داستان گات سون خوش اومدین
امیدواریم ما رو با نظرات خوبتون ساپورت کنید
با تبادل لینک هم موافقیم
برای نویسنده شده در پست ثابت بهمون اطلاع بدین
مدیر وبلاگ : BaHar
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
سه شنبه 17 شهریور 1394 :: نویسنده : haniyeh

سویا

 20 دقیقه ای بود که داشتم می رفتم خیلی ترسیده بودم چون هیچ کس تو خیابون نبود تا این که یه ون سیاه دم پام ترمز کرد و شیشه رو کشید پایین و گفت:مادمازل میخوای یه شب حال کنی؟

سرم زیر انداختم تندتند به راهم ادامه دادم.احساس کردم یه کی دنبالم افتاده وقتی برگشتم دیدن دو نفر دارن میان طرفم یه دیدم جی بی زد به شونه مرده گفت:ببخشید با این خانوم چی کاردارید.

یکی از مردا:به تو چه؟توچی کارش؟

جی بی:دوست/پسرش اشکالی داره؟

مرده:بکش کنار

همون جا خشکم زده بود که جی بی گفت:تو برو.

مرده:کجا؟..برو بگیرش.

خیلی می ترسیدم جی بی وایساد جلو مرده و گفت:حق نداری نزدیکش بشی؟

هلش داد و گفت:بکش کنار.

 کفشم در اوردم ودویدم نمی دونم چرا ولی دویدم.

جی بی

هلم داد اون یکی با یه مشت زد تو صورتم منم یه لگد زدم به بهش و سویا داشت فرار می کرد.

سویا

وقتی برگشتم دیدم دیگه اون مرده نیست کفشم و پوشیدم داشتم به راهم ادامه می دادم که یاد جی بی افتادم.

من:به من چه می خواست خودش و قاطی نکنه....اَه سویا احمق به لطف اون تو زنده ای...(یه لحظه وایسادم ..چرخیدم)باید برم دنبالش.

کفشام   دوباره در اوردم دویدم.

وقتی رسیدم دیدم جی بی گوشه یه دیوار تکیه داده و اثری هم از اون مردا نیست.

رفتم جلوتر گفتم:تو..خوبی؟

جی بی:آره تو چی؟

من:ببخشید که فرار کردم نباید این کار می کردم.

خندید.

من:چرا می خندی؟
جی بی:بالاخره کلمه ای که می خواستم و گفتی؟

من:مگه چیه؟...می تونی راه بری؟

جی بی:آره.

از بالای ابروش و بغل لبش داشت خون می امد.

من:باید یریم بیمارستان

جی بی:مگه دیوانم برم بیمارستان.

من:آره دیوانه ای که به خاطر من خودت به خطر انداختی...بلند شو باید بریم.

جی بی:کجا؟

من:هر جا ...بهتر ازگوشه خیابون نشستنه.

بلند شد ولی درست نمی تونست راه بره.

من:می خوای کمکت کنم.

امدم جلو دستشو انداختم دور گردنم دستم گذاشتم پشت کمرش.

جی بی:می خوای کجا بریم؟

من:فعلا می ریم خونه ما.

جی بی:بیا اینم کیفت.

من:به خاطر این امدی دنبالم...بده.

وقتی رسیدیم خونه.

من:بشین اینجا الان می آم.

رفتم لباسم عوض کردم و پنبه ، بتادین وچسب زخم اوردم بهش دادم وگفتم:بیا...

جی بی:با اینا رو چی کار کنم؟

من:زخمت ببند.

جی بی :تو اینجور مواقعه نباید...

همون موقعه گوشیم زنگ زد.

هانی بود.

من:بله

هانی:کجایی؟

من:خونه

-چه جوری امدی؟

-پیاده.

-جی بی ندیدی؟

-چه طور؟

-امد کیفت بیاره...دیگه برنگشت.

-هانی می تونم ازت یه سوال بپرسم؟

-بپرس

-تو داری چطوری با من حرف می زنی؟

-با گوشی.

-با چه شماره تماس گرفتی؟

-شماره تو.

-من معمولا گوشیم کجا می زارم؟

-تو کیفت... پس دیدش.

- بله... این جا روبه روم نشسته.

-واقعا؟

-آره..حالشم خوبه..به دوستاش بگو بیاند دنبالش...خدافظ

-خدافظ

جی بی:کی بود؟

من:هانی...دوستات نگرانت شدن...گوشیت کو؟

-تو جیبم...اینا هاش.

-این که شکسته...تو که هنوز چسبا رو نزدی اینجوری دوستات وحشت می کنن.

رو پنبه بتادین ریختم گذاشتم رو زخم بالای پیشونیش.

جی بی:آی..

من:چیه؟

-می سوزه..

-باید بسوزه.

یه چسب زدم روش خونای دورش با یه پنبه پاک کردم لبشم همین طور.

جی بی:نمی خوای ازم سوال بپرسی؟

من:در مورد چی؟

-در مورد حرکت توی جشن.

-کدوم حرکت؟

-یادت رفت؟

-بهت گفتم خاطرات بد همون موقه فراموش می کنم.

پتو پرت کردم طرفش و گفتم:یه کم بخواب تا دوستات میاند.

می خواستم برم که دستم گرفت به زور نشوندم روی میز روبه روش و گفت:اون یه خاطر بد نبود که بخوای فراموش کنی...نباید فراموش کنی؟

من:برای من بد بود.

جی بی:به خاطر این ب/وس/ت کردم که...





نوع مطلب : I & GOT7، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




یکشنبه 22 شهریور 1394 04:35 ب.ظ
عالی بود اجی
ولی چرا سویا با عشقه من اینجوری رقتار میکنه
مثلا جی بیه هاااا
haniyeh ممنون که خوندی.
جمعه 20 شهریور 1394 12:52 ق.ظ
خیلی خوب بود آجی، ادامشو زود تر بذار
haniyeh ممنون.
چشم.
پنجشنبه 19 شهریور 1394 10:25 ب.ظ
اجیییییییییییییییییی پس چرا ادامشو نمیزاربیییییییییی؟
haniyeh می زارم.چند روز نبودم.
پنجشنبه 19 شهریور 1394 12:08 ق.ظ
سلام یه پیشنهاد خوب لطفا متنو بخون
عملکرد سیستم کلاچ اتوماتیک هوشمند یا همان کلاچ برقی به گونه ای است که پس از نصب آن بر روی خودرو دیگر نیازی به کلاچ گیری با پا نمی باشد. بدین نحو که جهت تعویض دنده کافی است کلیدی که روی سردنده تعبیه شده است را گرفته و اقدام به تعویض دنده نمایید. در ترافیکهای سبک و سنگین شهری نیز عملکردی مشابه خودروهای اتوماتیک دارد به طوری که پس از قراردادن خودرو در وضعیت دنده یک با گرفتن ترمز خودرو متوقف و با رها کردن ترمز خودرو به آرامی شروع به حرکت می نماید( بدون گرفتن کلید روی سردنده) و با فشردن پدال گاز خودرو سریعتر حرکت می نماید
مزیت ها و قابلیت های کلاچ اتوماتیک
نصب بدون دستکاری در هیچ یک از قطعات خودرو به صورت کاملا مجزا از قطعات دیگر
امکان جابجایی از روی یک خودرو به خودروی دیگر در صورت تعویض خودرو
قابلیت خاموش نمودن و بازگشتن به حالت اولیه در حالت اول (کلاچ گیری با پا)
افزایش عمر دیسک و صفحه کلاچ به علت کاهش خطای کلاچ گیری توسط راننده
کاهش مصرف سوخت
استفاده از تمام مزایای گیربکس اتوماتیک با پرداخت حداقل یک پنجم گیربکس اتوماتیک
اگر تصمیم به خرید یا نحوه کارش یا دیدن فیلمش داری بیا تو سایت که همه چی اونجا هست
منتظر حضورتون توی سایت هستیم
http://www.etaco.co
سه شنبه 17 شهریور 1394 06:40 ب.ظ
میگم من آدم نیستم جواب منم بدی
haniyeh ببخشید
تایید کردم بعد فهمیدم جوابت ندادم.
سه شنبه 17 شهریور 1394 01:13 ب.ظ
عالی بود
خیلی قشنگ بود
و حالا جی بی عاشق میشود هههه
haniyeh ممنون که خوندی
سه شنبه 17 شهریور 1394 01:10 ب.ظ
وییییی لب دادین البته جی بی داد...تو هن بدی میمیری؟؟؟؟؟؟؟
haniyeh
سه شنبه 17 شهریور 1394 03:02 ق.ظ
خیلی خوب بود
ممنون
haniyeh ممنون که خوندی
سه شنبه 17 شهریور 1394 02:24 ق.ظ
خوب بود حالیه من که حرفی ندارم بزتن
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر