تبلیغات
GOT7 FanFiction - Love me - 19
 
GOT7 FanFiction
اولین وبسایت داستان های گات سون در ایران
                                                        
درباره وبلاگ

سلام دوستان به اولین وبلاگ داستان گات سون خوش اومدین
امیدواریم ما رو با نظرات خوبتون ساپورت کنید
با تبادل لینک هم موافقیم
برای نویسنده شده در پست ثابت بهمون اطلاع بدین
مدیر وبلاگ : BaHar
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پنجشنبه 12 شهریور 1394 :: نویسنده : Mobina
                            

                                                                          قسمت نوزده
                                    واقعا ببخشید نتونستم بنویسم دیر شد

 

 سارا

من : آهای شما دو تا به چی میخندین؟

پسره که پشتش به من بود برگشت سمتم . بم بم بود . آخی چه خوشگل شده .

نینا : بفرما خودش اومد .

جکسون برگشت و نگاهم کرد . هنوز داشت میخندید .

جکسون : اا سارا ...تو چقد خوشتیپ شدی ..

از پشت میز اومد جلوم وایساد .

جکسون : سارا با من دوست میشی؟؟

نینا : بله بله شما الان چی گفتی؟؟

من : جکسون خاک بر سر دختر بازت . برو خجالت بکش . نینا رو اذیت کنی دیگه نمیزارم بیاد سر قرار .

بم بم : خوب بچه ها من یه حسی بهم دست داد .

جکسون : چیه عاشق سارا شدی؟

- نخیر منحرف . احساس اضافه بودن بهم دست داد من پاشم برم .

بلند شد یه دو سه قدم رفت . ااا این دیوونس . رفتم جلو دستشو گرفتم .

من : ااا بمی تو که انقد بی جنبه نبودی عزیزم بیا . بیا ما باید با هم بریم .

- منو تو با هممم؟؟؟

- آره دیگه . ناراحتی من برم .

دستشو ول کردم و من دو سه قدم رفتم که دستمو گرفت و برگردوندم .

بم بم : فکرشو بکن دوتا بی جنبه بیوفتن به هم .

دستمو آروم کشیدم و رفتم نشستم روی صندلی . بقیه هم اومدن نشستن .

من : خوب اینجا مهمون کی هستیم؟؟

نینا : چی؟؟

- میگم کی حساب میکنه؟؟

بم بم : معلومه مهمون جکسون دیگه . خودش دعوت کرده خودشم خرجشو بده .

جکسون : من فقط عشقمو دعوت کردم بقیتون که من نگفتم بیاین .

گارسون داشت میومد طرفمون .

من : اگه منظورت اینه که من و بمی رو نگفتی بیاین باشه حساب من .

جکسون : لازم نکرده خودم حساب میکنم . خوب چی میخواین ؟؟

گارسون رسید و منو رو گزاشت رو میز . سریع منو رو برداشتم و شروع کردم گفتن .

- من شکلات داغ و اسموتی میوه مخلوط و آیس کافی میخوام . آها کیک شکلاتی و کیک خامه ای هم میخوام . و...همین دیگه بسه 

سرمو آوردم بالا . چهارتاشون یه جوری نگام میکردن که هر لحظه امکان داشت چشماشون بزنه بیرون . منو رو جلوی چشمشون تکون دادم .

من : الووو کجایین بیاین انتخاب کنید .

نینا : سارا تو در حالت عادی انقد نمیخوری چه خبرته؟؟

- حالا میخوام بخورم . مفت باشه کوفت باشه . شما چی میخواین؟؟

بم بم : من فقط شکلات داغ با یه کیک شکلاتی .

نینا : منم همینطور .

جکسون : منم که هیچی نمیخورم دیگه .

نینا و بمی خندیدن . رومو کردم سمت اون آقاهه 

من : برای ایشون هم یه میلک شیک و کیک شکلاتی بیارید لطفا .

نوشت و رفت .

جکسون : سارا از کیسه خلیفه میبخشی؟؟ من دارم حساب میکنم هااا

من: جکسون جونم حرص نخور پول واسه خرج کردنههه .

جکسون : میخوام بدونم راجبه پولای خودتم همین حس رو داری؟

نینا : آره آره یه ول خرجیه که دومی نداره .

جکسون : ولی من این حسو نسبت به پولای خوشگلم ندارم .

بم بم : نگا کنا حتی به پولاشم چشم داره نچ نچ .

من : میبینی ترو خدااا . من نمیدونم چجوری باهاش مدارا میکنی .

- خیلی سخته ولی دوستش دارم دیگه چه کنم .

- اوه اوه جمله سنگین بود پنج دقیقه سکوت .

جکسون : بم بم ...

- جکسون هیسسس پنج دقیقه سکوت 

دو سه دقیقه گذشته بود و ما همش هم دیگه رو نگاه میکردیم . نینا رو نگاه کردم . خندش گرفته بود . دستمو گزاشتم رو بینیم و گفتم هیس . به بمی نگاه کردم سرش پایین بود . سرشو آورد بالا و بهم نگاه کرد یه لبخند بهش زدم اونم لبخند زد . برگشتم سمت جکسون

جکسون : سارا ...

من : هیسیس دو دقیقه مونده

بمی : من غلط کردم اصلا از این متنفرم 

و به جکسون اشاره کرد .

من : اوه اوه این جمله بعدا برای خودت سنگین تموم میشه پس برای اینکه فراموشش کنیم پنج دقیقه بیشتر سکوت میکنیم

و یه لبخند زدم .

جکسون : سارااا خودم خفت میکنم

- باشه خفم کن ولی اول هفت دقیقه سکوت .

 همون موقع سفارشامونو آوردن . شروع کردم به خوردن . به بچه ها نگاه کردم . بمی و نینا سرگرم بودن . جکسون یه جوری میخورد انگار داره زهرمار میخوره

من : هی جکسون من بهت میگم پول پرستی نگو نه . نگا کنا اومدیم دور هم باشیم خوب یکم مایه بزار . بزار خوش بگذرونیم . بمی راس میگه به پولاتم چشم داری .

جکسون : باشه زود باشین تمومشس کنید میخوایم پارک هم بریم .

بم بم : من و تو و نینا شاید تمومش کنیم ولی سارا نه .

من: حالا شما تمومش کنید تا من .

چند دقیقه گذشت و همشون تموم کردن

جکسون : سارا ما تموم کردیم تو فقط شکلات داغ و کیک شکلاتی رو خوردی . زود باش .



                 اینم از قسمت نوزده

 سونیا جان این داستان خاک نمیخوره نگران نباش

               نظر بدید ممنووون

 





نوع مطلب : Love me، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




شنبه 18 فروردین 1397 06:46 ق.ظ

Valuable advice. Thank you!
buying brand cialis online generic cialis with dapoxetine rezeptfrei cialis apotheke cialis 5mg when will generic cialis be available dosagem ideal cialis deutschland cialis online cialis great britain cialis for sale in europa cialis online nederland
شنبه 4 فروردین 1397 05:46 ق.ظ

With thanks, Loads of posts.

cialis cuantos mg hay cialis tadalafil cialis 50 mg soft tab fast cialis online click now buy cialis brand buy cialis online nz miglior cialis generico cialis generisches kanada cialis soft tabs for sale cialis sale online
یکشنبه 15 مرداد 1396 07:58 ب.ظ
What i do not realize is actually how you are no longer actually much more smartly-appreciated
than you may be now. You're so intelligent. You understand therefore significantly in terms of this subject, made
me personally consider it from a lot of various
angles. Its like men and women don't seem to be involved until it's something to do with
Girl gaga! Your personal stuffs excellent. All the time care for it
up!
یکشنبه 20 فروردین 1396 05:16 ق.ظ
Quality articles or reviews is the important to interest the visitors to pay
a quick visit the website, that's what this website is providing.
یکشنبه 24 آبان 1394 10:43 ب.ظ
ﺧﺨﺨﺨﺨﺨﺨﺨﺦ.ﺍﻳﻦ ﻗﺴﻤﺘﺶ ﺧﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭ خخخخخ
Mobina
یکشنبه 15 شهریور 1394 08:32 ب.ظ
بم بم مال منه
باشه حالا تو داستانه زیاد جوش نمیارم
ولی عشق منه
Mobina ماشالله یکی دو تا زن نداره که میلیونیه
عشق منم هست
باشه جوش نیار
جمعه 13 شهریور 1394 09:10 ب.ظ
منظورت منم
Mobina آره ولی بیخیال
جمعه 13 شهریور 1394 01:31 ب.ظ
ایمیل کنی بهتره
Mobina باشه ایمیل میکنم
جمعه 13 شهریور 1394 01:30 ب.ظ
تلگرام دارم ولی الان گوشی پیشم نیست
Mobina آها
جمعه 13 شهریور 1394 01:02 ب.ظ
اجی من تبلتمو فلش کردم می شه لطف کنی بهم هر چی عکس گات سون داری ایمیل کنی؟
Mobina تلگرام داری؟؟
آخه سخته 1700 حدودا عکس دارم اگه تلگرام داری بگو من از تلگرا میفرستم برات اگه نداشتی ایمیلش کنم
جمعه 13 شهریور 1394 11:55 ق.ظ
عااااالیییییی بود مبینا!
تورو خدا زودتر بنویس آدمو جون به لب میکنی!
فدااااات
بوس بوس
ستاره بچینی
تحقیر کنی
مورد تمسخر قرار بدی
خدافظ مبینااااااا
Mobina جلو جلو که میخونی تو :-\
باشه باشه خودمم جون به لب میشم تا بنویسم
خخخ دیوونه
چرا خدافظی میکنی
جمعه 13 شهریور 1394 11:36 ق.ظ
خواهش اجی مگه می شه کسی داستانای تورو نخونه
اجی من با برنامه ی photocallegeدرست می کنم خوبه برنامش ولی بعضی وقتا خوب در نمیاد
Mobina خخخ فداتشم آجی
من عاااشق برنامشم aillis عالیه همه چیز رو درست میکنه
امتحانش کن خوبه
جمعه 13 شهریور 1394 03:12 ق.ظ
بدبخت جکسون داشت دق میکرد سارا نمیشد کم تر سفارش بده
Mobina خخخ آره بیچاره
ساراست دیگه گاهی یه کارایی میکنه آدم شاخ در میاره
درست میشه
جمعه 13 شهریور 1394 03:11 ق.ظ
عالی مثل همیشه
ولی توروخدا زود تر بزار دق کردم آجی
بوس بوس
Mobina
جمعه 13 شهریور 1394 03:09 ق.ظ
عالی مثل همیشه
ولی توروخدا زود تر بزار دق کردم آجی
بوس بوس
Mobina ممنون
باشه زود میزارم دیگه
جمعه 13 شهریور 1394 01:41 ق.ظ
بم بم من؟
به خدا سکته میزنم
Mobina بم بمممممم عشقهههه آخه من به کی بگم این بشرو دوست دارم
چراااا؟؟؟ مگه چی شده؟؟؟
جمعه 13 شهریور 1394 01:09 ق.ظ
با حال بود
Mobina خیلی ممنووون
جمعه 13 شهریور 1394 12:29 ق.ظ
مبینا عالی بود!دستت درد نکنه
Mobina فداتم . خواهش میکنم
به مهدیه بگو بیاد نظر بزاره مگرنه میکشمش
پنجشنبه 12 شهریور 1394 11:08 ب.ظ
اجی تو پوسترتو با چه برنامه ای درست کردی
Mobina Aillis
با این برنامه
پنجشنبه 12 شهریور 1394 11:07 ب.ظ
عالی بود تنکس
Mobina ممنون چجوری خودتو تا این قسمت رسوندی؟؟
میخوندی قسمتای قبل رو؟؟
پنجشنبه 12 شهریور 1394 11:05 ب.ظ
اولمممم...برم بخونم
ممنون
Mobina آفرین بدوووو
خواهش میکنم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر