تبلیغات
GOT7 FanFiction - قسمت پنجم(پارت1) I & GOT7
 
GOT7 FanFiction
اولین وبسایت داستان های گات سون در ایران
                                                        
درباره وبلاگ

سلام دوستان به اولین وبلاگ داستان گات سون خوش اومدین
امیدواریم ما رو با نظرات خوبتون ساپورت کنید
با تبادل لینک هم موافقیم
برای نویسنده شده در پست ثابت بهمون اطلاع بدین
مدیر وبلاگ : BaHar
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه 11 شهریور 1394 :: نویسنده : haniyeh

تو ماشین من با هیچ کدومشون حرف نزدم .

راننده:رسیدیم.

دوهی:خدافظ

هانی:خدافظ

پسرا:خدافظ

بدون این که چیزی بگم از ماشین پیاده شدم.

رفتم دم خونه رمز زدم اما درباز نشد به هانی یه نگاه کردم و گفتم:تو رمز عوض کردی؟

هانی:من عوض نکردم.

من:دوهی!

دوهی:من عوض کردم ...اما... یادم.. نمی آد.

من:چی؟..الان ما کجا بریم؟

هنوز اونا نرفته بودن و منتظر بودن تا ما بریم تو خونه.

جونیور از ون پیاده شد امد طرف ما و گفت:مشکلی پیش امده؟

دوهی:من رمز عوض کردم ولی یادم نمی یاد.

جونیور شروع کرد به خندیدن وقتی منو دید که خیلی عصبانیم گفت:آخه کار جکسونم همین رمز عوض می کنه یادش می ره.

هانی:شما تو اینجورمواقعه چی کار می کنید.

جونیور:جی بی باز می کنه.

من:چه جوری؟

جونیور:نمی دونم باید ازش بپرسید.

من:برو بپرس.

جونیور:خودت بپرس.

دوهی و هانی من و هل دادن طرف ون.در ون باز کردم و گفتم:جی بی می خوام که در خونه رو باز کنی.

جی بی:چی؟

من:گفتم می تونی در خونه رو باز کنی؟

-چی؟

-کری؟(باصدای بلند)می تونی در خونه رو باز کنی؟

-می تونی طرز حرف زدنتو عوض کنی؟

-نه

از جاش بلند شد امد از ون بیرون و گفت:کی رمز عوض کرده؟

دوهی دستش رو برد بالا گفت:...م..ن

خونه مون:


جی بی امد طرفشو گفت:چند رقمی بود؟

دوهی:فکر کنم...5 رقمی ..نه.. 4رقمی بود.آره 4 رقمی بود.

جی بی:خوبه...چرا عوض کردی؟

دوهی:نگهبان گفت.

جی بی:چرا به هانی سویا نگفتی؟

دوهی:سویا خواب بود به هانی می خواستم بگم شماها امدید.

من:قراره رمز رو پیدا کنی یا بازجویی کنی؟

جی بی یه نگاهی کرد و گفت :شما ساکت

خدایش جذبه ی یه لیدر داشت.

جی بی:رمز قبلیتون چند بود؟

هانی:1234

جی بی:جونیور چراغ قوه رو میاری؟...دوهی تاریخ تولدت نبوده یا کد پرسنلید تو کمپانی یا کد دانش آموزید؟

دوهی:نه یه رمز آسون گذاشته بودم.

جی بی:راستی... آسون بود پس چرا یادت نیست؟(با لبخند)جکسونم همین می گه.

جونیور:بیا.

جی بی لامپ و خاموش کردو چراغ قوه رو انداخت روی قفل و گفت:رمزتون 1111 نیست.

دوهی:چرا 1111

من یه نگاه به دوهی کردم و ضربه آروم زدم به سرش و گفتم:این که از رمز قبلیم آسون تره.

جی بی در باز کرد و گفت:خدافظ خوب بخوابید؟

دوهی:ممنون

همه رفتیم تو جی بی دستمو گرفت و گفت:اُاُاُممم..نباید یه چیزی بگی؟

من:آه...دستم ول کن.

ول نکرد با شتاب دستم در اوردم رفتم تو خونه.

هانی:خوب یه کلمه می گفتی ممنون.

من:دوهی گفت دیگه بس بود...شب بخیر.





نوع مطلب : I & GOT7، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




چهارشنبه 11 شهریور 1394 05:33 ب.ظ
با ثبت وبلاگ خود در بزرگترین بانک وبلاگ های ایرانی بازدید خود را چندین برابر کنید..
چهارشنبه 11 شهریور 1394 09:56 ق.ظ
با ساخت وبلاگ در سیستم لاین بلاگ روزانه بیش از هزاران نفر بازدید داشته باشید.....
فقط کافیست مطالب خود را در لاین بلاگ نیز انتشار دهید

پس همین حالا وبلاگت رو روی لاین بلاگ بساز
www.lineblog.ir

دوستان زیادی توی لاین بلاگ وبلاگ دارن
تو هم به جمع اونا بپیوند
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر